خانواده سالم - زندگی سالم

سبک زندگی اسلامی

خانواده سالم - زندگی سالم

سبک زندگی اسلامی

خانواده سالم - زندگی سالم
وبلاگ شخصی یعقوب ایزدپناه
کارشناس تخصصی تبلیغ تربیت راهنما حوزه علمیه قم (مبلغ تربیتی طرح مدارس امین استان قم )
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۱۳ بهمن ۹۵، ۲۱:۱۲ - محمدرضا زال آقایی
    عالی بود
۰۵ آذر ۹۳ ، ۲۳:۴۰

انواع تکبّر

انواع تکبّر

متن حدیث:

یا اباذر، مَنْ ماتَ وَ فى قَلْبِه مِثْقالُ ذَرَّة مِنْ کِبْر لَمْ یَجِدْ رائِحَئه الْجَنَّةَ، إِلاّ أَنْ یَتُوبَ قَبْلَ ذلِک.  یا اَباذَر، أکْثَرُ مَنْ یَدْخُل النّارَ الْمُسْتَکْبِرُونَ، فَقالَ: رَجُلٌ وَهَلْ یَنْجوُ مِنَ الْکِبْر أحَدٌ یا رَسُولَ الله؟ قال: نَعَمْ، مَنْ لَبِسَ الصُّوْف وَ رَکِبَ الْحِمارِ... وَ جالَسَ الْمَساکِینِ. بحار، ج 74، ص 90.

    ترجمه:

 اى ابوذر، کسى که بمیرد در حالى که ذرّه اى از تکبّر در دل او باشد بوى بهشت را نمى یابد، مگر اینکه قبل از مرگ از آن توبه کند.

    اى ابوذر، بیشتر کسانى که داخل آتش مى شوند متکبّرین هستند. مردى سؤال کرد: اى پیامبر خدا، آیا ممکن است کسى از کبر نجات پیدا کند؟

    حضرت(صلى الله علیه وآله) فرمود: آرى، کسى که لباس ساده بپوشد و مرکبش، تکبّرآور نباشد و همنشین با فقرا و مساکین باشد.

شرح حدیث:

در آیات و روایات روى مسأله کبر و بر حذر داشتن از این مسأله، تکیه بسیارى شده که از جمله سر چشمه هاى مهمّ گناه، استکبار و تکبّر است .

در منابع اسلامى آمده، اوّلین گناهى که در عالَم انجام گرفت، گناه ابلیس بود که آن هم ناشى از استکبار بود و استکبار او هم منجر به کفر، بلکه منتهى به معارضه با خداوند شد، اگر این مسأله را درست تحلیل کنیم، متوجّه مى شویم که بسیارى از گناهان سرچشمه اش همین تکبّر است.

امّا این تکبّر انواعى دارد که هر کدام اثر مخصوص به خود دارند:

1 : اگر تکبّر در مقابل خداوند باشد، منجر به نافرمانى پروردگار مى شود که مساوى با عدم تسلیم خواهد بود و این همان عدم ایمان است; چون کسى در مقابل خداوند تسلیم است که تکبّر نداشته باشد:« اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِروَُ عَنْ عِبادَتى، سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ».

2 : گاهى تکبّر در مقابل بندگان خداست.

3 : گاهى تکبّر در مقابل دستور پیامبر(صلى الله علیه وآله) است.

4 : گاهى تکبّر در مقابل حق است; مثلاً من دانسته ام که فلان چیز حق است، اما تکبّر اجازه نمى دهد که زیر بار حق بروم.

   

   

شاخه هاى تکبّر

عجیب این است که تکبّر شاخه هاى زیادى هم دارد.

 1ـ خودبینى; 2ـ خودپسندى; 3ـ خود خواهى; 4ـ خود برتربینى; 5 ـ خود محورى

توضیح :

در آغاز انسان فقط خودش را مى بیند و آن گاه از خودش خوشش مى آید و بعد از آن خودش را مى خواهد و آرام آرام خودش را با دیگران مقایسه مى کند و مى گوید که من از همه برتر و بالاترم و بعد مى گوید: حال که از همه برتر و بالاتر هستم، باید من محور باشم و همه دور من بچرخند که این را خود محورى مى گویند. چنین صفتى سبب مى شود که براى خودش در جامعه برترین و بالاترین مقام را قائل شود و دیگران را بنده و عبید خودش بخواهد. البتّه ممکن است شاخه هاى دیگرى هم داشته باشد.

 

اثرات تکبّر

براى تکبّر اثرات زیادى شمرده اند از جمله این که:

تکبّر پرده اى بین انسان و عیوبش مى اندازد و باعث مى شود که عیوب خودش را نبیند، بلکه آنها را حُسن و خوب مى بیند، نقاط ضعف را، نقاط قوّت مى بیند و بیچاره و بدبخت کسى است که نتواند بر اثر غرور و خودخواهى عیوب و محاسن خود را از هم تشخیص دهد که این بزرگترین سدّ راه تکامل انسان است.

علمایى که درباره سیر و سلوک چیزهایى نوشته اند، مهمترین مرحله اى را که بر آن تکیه مى کنند مرحله تکبّر است; یعنى هیچ مرحله اى رادر سیر و سلوک از این بالاتر نمى دانند; چون انسان به مقام لقاءالله و قرب به خدا نمى رسد، مگر آن زمانى که بتواند خودش را فراموش کند و غیر از او نبیند و نخواهد و به غیر از او نیندیشد. اگر خودش را فراموش نکند آن گاه به خود مى اندیشد و به خود اندیشیدن هم شرک است. موحّد حقیقى کسى است که فقط محو جمال او شود و این هم مسأله بسیار مشکلى است، چون اهل علم در مظانّ این مسأله هستند، چون مردم با او احوال پرسى مى کنند، احترام و اکرامش مى کنند برایش صلوات مى فرستند و بعضى از افراد چاپلوس و متملّق هم، که انسان را به عرش اعلى مى برند. روح بسیار قوى و نیرومندى مى خواهد که خودش را گم نکند،

    در ذیل حدیث دارد: اى پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)، آیا ممکن است کسى از کبر نجات پیدا کند؟ حضرت(صلى الله علیه وآله)فرمود: آرى. بعد چیزهایى را یاد داده اند که البتّه براى مثال است; مثل این که لباس ساده بپوشد، مرکبش، مرکبى باشد که تکبّرآور نباشد; گوسفندش را با دستش بدوشد و همنشین با مساکین و فقرا باشد. خلاصه منظور این است که بت تکبّر شکسته شود.   

عوامل غرورشکن

 بسیارى از مردم با پیدا کردن امکانات مادّى و رسیدن به مال و مقام مغرور مى شوند و این غرور دشمن بزرگى براى سعادت انسانهاست و همان گونه که در قرآن نیز آمده سرانجام، غرور سر از شرک و کفر در مى آورد. به همین دلیل قرآن، که کتاب عالى تربیتى است از طرق مختلف براى در هم شکستن این غرور استفاده مى کند:

گاه فناو نیستى و ناپایدار بودن سرمایه هاى مادّى را مجسّم مى کند، سوره کهف، آیه 45ـ46

  گاه هشدار مى دهد که همین سرمایه هاى شما ممکن است، دشمن جانتان شود، سوره توبه، آیه 55.

گاهى با ذکر سرنوشت مغروران تاریخ، همچون قارونها و فرعونها به انسانها بیدارباش مى دهد، گاهى دست انسان راگرفته و به گذشته زندگى او، یعنى زمانى که نطفه بى ارزش و یا خاک بى مقدارى بود مى برد و یا آینده او را که نیز همین گونه است در برابر چشمانش مجسّم مى سازد، تا بداند در میان این دو ضعف و ناتوانى، غرور کار احمقانه اى است; (مانند: طارق آیه 6; سجده آیه 8; قیامت آیه 38).

به این ترتیب، از هر وسیله اى براى در هم شکستن این خوى شیطانى ، که در طول تاریخ سرچشمه جنایات بزرگى شده است، بهره مى گیرد.

ولى مسلّم است افراد با ایمان و پر ظرفیّت و واقع بین، هرگز با رسیدن به مقام و یا ثروتى، گرفتار این خوى زشت نمى شوند. آنان نه تنها مغرور نمى شوند، بلکه کمترین تغییرى در برنامه زندگى آنها پدیدار نمى گردد، آنها همه این امور را زینتهاى عاریتى مى شمرند که با وزش یک نسیم فرو مى ریزند.تفسیر نمونه، ج 12، ص 448ـ449.

 تکبّر در روایات اهل بیت(علیه السلام):

    1ـ در نهج البلاغه در« خطبه قاصعه» از امیر مؤمنان على(علیه السلام) به هنگام نکوهش کبر و خود برتر بینى چنین مى خوانیم:«فَاعْتَبِرُوا بِما کانَ مِنْ فِعْلِ اللهِ بِابْلِیسَ اِذا أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّویلَ، وَجَهْدَهُ الجَهَیدَ، وَ کانَ قَدْعَبَدَ اللهَ سِتَّةُ آلاف .....عَنْ کِبْرِ ساعَة واِحَدَة. فَمَنْ ذا بَعْدَ اِبْلِیسِ یَسْلَمُ عَلىَ اللهِ بِمِثْلِ مَعْصیَتِهِ; و أَهْلِ الْاَرْضِ کَلاّ، ما کانَ اللهُ سُبْحانَهُ لِیَدْخُلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرأَخْرَجَ بِهِ مِنْها مَلَکاً. اِنَّ حُکْمَهُ فى أَهْلِ السَّماءِ و الأرض لَواحِدٌ; پند و عبرت گیرید به آن چه خداوند با ابلیس رفتار کرد، در آن هنگام که اعمال و عبادات طولانى وتلاش و کو ششهاى او را، که شش هزار سال بندگى خدا کرده بود .........،به خاطر ساعتى تکبّر ورزیدن بر باد داد. با این حال چه کسى بعد از ابلیس مى تواند از کیفر خدا در برابر انجام همان معصیت مصون بماند. نه، هرگز ممکن نیست خداوند، انسانى را به بهشت بفرستد، در برابر کارى که به خاطر آن فرشته اى را از بهشت رانده است. حکم خداوند درباره اهل آسمان و زمین یکى است».

نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 192.

    2ـ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اُصُولُ الْکُفْرِ ثَلاثَةٌ: اَلْحِرْصُ وَ الْاِسْتِکْبارُ وَ الْحَسَدُ. فَأَمَّا الْحِرصُ فِاِنَّ آدَمَ حینَ نَهى عَنِ الشَّجْرَةِ، حَمَلَهُ الْحِرْصَ عَلى اَنْ اَکَلَ مِنْها، وَ أَمّا الْاِسْتِکْبار فَاِبْلِیسَ حَیْثُ أَمَرَ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ فَأَبى; وَ أَمّا الْحَسَدُ فَابْنا آدَم حَیْثُ قَتَلَ أَحَدُهُما صاحِبَهُ; اصول و ریشه هاى کفر و عصیان، سه چیز است: حرص و تکبّر و حسد. امّا حرص سبب شد که آدم از درخت ممنوع بخورد. تکبّر سبب شد که ابلیس از فرمان خدا سر پیچى کند و حسد، سبب شد که یکى از فرزندان آدم دیگرى را به قتل برساند».اصول کافى، ج2، ص219، باب اصول الکفر.

    3ـ در روایتى از امام باقر وامام صادق ـ علیهماالسلام ـ مى خوانیم: «لایَدْخُلُ الْجَنَةَ مَنْ فی قَلْبِهِ مِثْقالَ ذَرّة مِنْ کِبِرِ; کسى که به مقدار ذرّه اى کبر در قلبش وجود داشته باشد، داخل بهشت نمى شود».همان مدرک، باب الکبر، ح 7.

    4ـ از على(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اَلتَّعَزُّزُ بِالتَّکَبُّرِ ذُلٌّ; عزّتى که در اثر تکبّر بدست آید خوارى است.غررالحکم، ص 34.

    5ـ از پندهاى خداوند به موسى(علیه السلام) است که: «یا مُوسى ضَعِ الْکِبْرَ وَ دَعِ الْفَخْرَ وَ اذْکُرْ أَنَّکَ ساکِنُ الْقَبْرِ فَلْیَمنَعْکَ ذلِکَ مِنَ الشَّهَواتِ; تکبّر را رها کن و دست از فخر فروشى بردار و بیاد آور که تو در قبر سکونت خواهى یافت، باید اینها تو را از تمایلات باز دارد.» بحار الانوار، ج 73، ص 214.

برگرفته از پایگاه رسمی دفتر آیت العظمی مکارم شیرازی مدظله

--------------------------------------------------------------------------

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۹/۰۵
یعقوب ایزدپناه

تکبر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی